قصه های عمو پورنگ

مدرسه

بازم اول مهر شد بازم بوی ماه مهر و مدرسه اومد خیلی ها ذوق دارننیشخند اما خیلی ها ناراحتناراحت... روز اول دبستان که معرفی خودمون و جشن هست که زود میگذرههوراهوراهورا روزاول راهنمایی که تک تک دبیرا خود را معرفی میکنن و از درس تا یکی دوجلسه خبری نیست روز اول دبیرستان یه خورده پیشرفتست و درس میدن اما سال دوم رو بیخیال.

اما...اما...و اما... سال سوم دبیرستان:آخآخآخ

واقعا خسته شدیم امروز. بعد از سه ماه استراحت ی دفه هفته صبح بری مدرسه و ساعت اول رو با حسابان بگذرونیم دیگه خودت تا اخر ساعت بگیر و برو که ما چه درسایی داشتیم.ناراحت

دبیر حسابانمون تبریکی گفت و درس داد و گفت کتابارو بزارین رو میز واقعا خیلی سختهکلافه

هر چی میگفتیم خانم امروز کم درس بدین جلسه اوله انقد حرف زدیم تا اخر 10 دقیقه اخر استراحت داد میگفت وقت نداریم سنگینه باید زودتری شروع کنیم واقعا خسته ام خستهوقت تماماسترس

خدا به ما رحم کنه....امییییییییییییییییییییییییییییینبای بای

[ دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ دخترک مهربون ] [ نظرات () ]